close
تبلیغات در اینترنت
ویدئو: ماجرای لباسی که جنجال آفرید
loading...

دانـ . ـــ . ـــــش | همه چیز از همه جا

این عکس را چند روز پیش مادری که در حال بازدید از فروشگاه لباس بود برای دخترش فرستاد تا نظرش را درباره لباس بپرسد، اما خیلی زود این تصویر به مایه اختلاف نظر میان مادر و دختر تبدیل شد. یکی می‌گفت لباس سفید و طلایی است و یکی دیگر می‌گفت لباس آبی و مشکی است. بعد از چند ساعت دامنه…

ویدئو: ماجرای لباسی که جنجال آفرید

Hesan.....Admin بازدید : 96 دو شنبه 15 / 04 نظرات ()

این عکس را چند روز پیش مادری که در حال بازدید از فروشگاه لباس بود برای دخترش فرستاد تا نظرش را درباره لباس بپرسد، اما خیلی زود این تصویر به مایه اختلاف نظر میان مادر و دختر تبدیل شد. یکی می‌گفت لباس سفید و طلایی است و یکی دیگر می‌گفت لباس آبی و مشکی است. بعد از چند ساعت دامنه این اختلاف به دوستان این خانواده کشیده شد و بعد از یک روز به مردم سراسر کره زمین.

 

به نظر شما واقعیت چیست؟

در حقیقت این تصویر مثال خوبی است که نشان می‌دهد مغز ما انسان‌ها درکی نسبی از واقعیت اطراف دارد و گرچه می‌تواند تباین و تضاد رنگ‌ها را تشخیص دهد، اما نقطه تعادل دیداری ما بستگی به شرایط مختلفی از جمله پیش‌زمینه‌های فکری، آموزشی، زبانی و محیطی دارد.

در حقیقت این تصویر توسط دو گروه مختلف به این ترتیب تفسیر می‌شود: یک لباس آبی زیر نور زرد یا یک لباس سفید زیر سایه آبی.

مسئله این‌جاست که سایه آبی دقیقا در محیط سرشار از نور زرد به وجود می‌آید، بنابراین حتی با نگاه کردن به پس‌زمینه روشن تصویر (نمایش مجدد تصویر اول) باز هم نمی‌توانیم تشخیص دهیم که با نور زرد روی لباسی آبی سر و کار داریم یا با سایه آبی در محیطی که نور زرد در آن حاکم است. نقاش‌ها خیلی خوب با این حقیقت آشنا هستند. مثلا به این نقاشی نگاه کنید:

 

1
جولیوس چوتونی یک پالئوآرتیست است یعنی کسی که از دایناسورها و جانوران منقرض شده نقاشی می‌کشد. به سایه‌های آبی و مشکی روی بدن این دایناسور و نور طلایی خورشید در سمت دیگر بدن این جانور توجه کنید.

او پس از مشاهده بحث و جدل‌های طولانی درباره رنگ واقعی لباسی که خلقی را سر کار گذشته بود، این یادداشت را ضمیمه نقاشی‌ خود کرد: «اخیرا بحث‌های فراوانی درباره چگونگی دریافت رنگ توسط ما انسان‌ها پیش آمده و نیز این موضوع که چه چیزی رنگ اشیاء را تعیین می‌کند. من فکر می‌کنم درک و دریافت رنگ موضوعی بسیار جذاب است و از آن جالب‌تر این که چگونه بافت نوری محیط اطراف ما، درک ما را از تعادل رنگی تحت تأثیر قرار می‌دهد. تضاد شدید میان تابش نوری دریافت شده از یک منبع تقریبا نقطه‌ای نور طلایی (برای مثال خورشید در حال طلوع) و نور پاشان و بی‌سوی آبی رنگ آسمان باعث می‌شود سمت سایه‌خورده شیئی با الگوی سایه سپید و طلایی، آبی و مشکی رنگ به نظر برسد».

این تضاد دقیقا همان چیزی است که درک کردن آن برای ما ضروری است تا بتوانیم تهدیدها و فرصت‌ها (شکارچی‌ها و شکارها) را تشخیص دهیم. اما تعادل رنگی جهان در چشم ما یکسان نیست. اما چرا؟ به نظر می‌رسد که زبان و درک رنگی ارتباطی تنگاتنگ با هم‌دیگر دارند. بشر از حدود سه ماهگی می‌تواند رنگ‌ها را تشخیص دهد و از حدود چند ماهگی می‌تواند نام رنگ‌ها را فرابگیرد. به نظر می‌رسد منطقه‌ای از مغز که با آموختن زبان ارتباط دارد، با درک رنگ‌ها نیز مرتبط است و با آموختن زبان این قسمت از مغز دچار تغییراتی می‌شود و منطقه‌ای از مغز که مسئول تحلیل زبانی است، ناگهان مسئولیت درک رنگ‌ها را نیز به عهده می‌گیرد. بنابراین زبان در تشخیص رنگ‌ها تأثیری عصب‌شناختی می‌گذارد. بنابراین افرادی که تجربه زبانی متفاوتی دارند، درک رنگی متفاوتی هم خواهند داشت.

نمونه‌های دیگری نیز از چنین اختلافاتی در درک دیداری از جهان وجود دارد. برای مثال یکی از عواملی که می‌تواند روی درک ما از تصاویر جهان اطراف تأثیرگزار باشد، زبان است. چه باور بکنید، چه نه زبان انسان‌ها تأثیری فیزیولوژیک و قابل آزمایش روی عملکرد مغز در دیدن جهان دارد که هم می‌توان در تاریخ زبان و ادبیات فارسی نشانه‌های آن را جستجو کرد و هم در زندگی امروزی برخی مردمانی که تأثیر کمتری از زبان و فرهنگ اروپا پذیرفته‌اند.
در ادبیات کلاسیک ایران با نکته عجیبی درباره کاربرد عنوان رنگ سبز/خضرا در زبان قدما وجود دارد. به نظر می‌رسد که در متون کلاسیک فارسی خیلی جاها برای توصیف رنگ آسمان و حتی دریا، از واژه سبز/خضرا استفاده شده است (ناصرخسرو: «ای قبه گردنده بی‌روزن خضرا…»، مولانا: «…چرخ اخضر خاک را خضرا کند»، «…آن ببین که بحر خضرا را شکافت»، حافظ: «دریای اخضر فلک و کشتی هلال…»، «مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو»)؛ خیلی جاها نیز به هم‌رنگی آسمان با سنگ زبرجد/زمرد (که سبزرنگ است) اشاره شده است (حافظ: «بر این رواق زبرجد…»، «…بر قبه طارم زبرجد»). فیروزه‌ای هم توصیف دیگری است که از رنگ آسمان کرده‌اند که رنگی میان سبز و آبی است. البته بعضي جاها نیز به رنگ کبود/ازرق برای گنبد آسمان اشاره‌شده‌است. (ناصرخسرو: «بشنو سخن این کبود گنبد…») که البته بسامد بسیار کمتری دارد، و واژه «آبی» هم ظاهرا تنها در دوره جدید معنای رنگی پیدا کرده‌است. درواقع معنای واژه آبی در ادبیات کلاسیک فارسی میوه «میوه بِه» است و هیچ‌جا پیش از نهضت بازگشت (که هنر و ادبیات ایران تحت تأثیر عناصر اروپایی قرار گرفت) واژه آبی به معنای رنگ آبی استفاده نشده است.

2

درباره این کاربرد عجیب رنگ سبز هیچ توجیهی پیدانشده‌است و اساتید تاریخ ادبیات تنها به این نکته بسنده کرده‌اند که شعرای ایران، از یک سنت ادبی برای سبزنامیدن آسمان پیروی کرده‌اند. اما بررسی قوم‌شناسی می‌تواند پاسخی واضح برای این معمای عجیب داشته باشد. همین امروز هنوز هم در بسیاری از مناطق غیرفارسی‌زبان ایران (مثلاً میان بلوچ‌ها، طالقانی‌ها، برخی ترک‌ها و تالش‌ها) رنگ آسمان و برگ درختان، هر دو با واژه‌ای نامیده می‌شود که ترجمه‌اش به فارسی می‌شود: «سبز». اما در خارج از ایران پژوهش‌های کامل‌تری در مورد اختلاف نام‌گذاری رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف انجام شده که جالب‌ترین نمونه آن درباره درک رنگ در مردمان «هیمبا» (قبیله‌ای آفریقایی) است. هیمباها رنگ‌ها را مانند ما طبقه‌بندی نمی‌کنند. مثلا به قسمتی از طیف سبز و طیف آبی، می‌گویند «بورو» و به قسمت دیگری از طیف سبز و طیف زرد و نارنجی می‌گویند «دومبو» . در مستند بسیار جالبی از مجموعه «Horizon» به نام «تو همانی را می‌بینی که من می‌بینم؟» (تولید سال ۲۰۱۱) آزمایشی جالب روی مردم هیمبا انجام‌می‌شود. در مرحله اول چند مربع رنگی به آن‌ها نشان داده‌می‌شود که به نظر من و شما همگی یکرنگ هستند اما اختلافی بسیار جزئی در یکی از مربع‌ها وجود دارد که ناشی از تفاوت در میزان جزء آبی‌رنگ است. تشخیص مربع متفاوت برای ما بسیار دشوار است، اما هیمباها بی‌معطلی مربع متفاوت را تشخیص می‌دهند. در مرحله بعدی تعدادی مربع رنگی دیگر به آن‌ها نشان داده‌می‌شود. این‌بار رنگ یکی از مربع‌ها به وضوح (برای چشمان ما) با بقیه فرق دارد، اما چشمان تیزبین هیمباها نمی‌توانند تفاوتی میان رنگ‌ها تشخیص دهند. نتایج این تحقیقات نشان‌می‌دهد نامی که در فرهنگ‌های مختلف به قسمت‌های مختلف طیف داده شده، همیشه یکسان نیست و این تفاوت درک ما را از رنگ‌ها تغییر می‌دهد. برخی زبان‌شناس‌ها می‌گویند این تأثیر زبان بر روی قشر بینایی مغز است، اما شاید موضوع به این سادگی هم نباشد. به‌هرحال اکنون با وجود چنین مورد عجیبی، دیگر سبزنامیده‌شدن آسمان توسط شعرای ایرانی چندان عجیب نیست.

دانستنیها

برچسب ها دانش ,
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    بیش تر چه نوع مطلبی میپسندید؟





    آمار سایت
  • کل مطالب : 150
  • کل نظرات : 50
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 15
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 26
  • بازدید امروز : 30
  • باردید دیروز : 42
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 30
  • بازدید ماه : 552
  • بازدید سال : 6,461
  • بازدید کلی : 54,713
  • کدهای اختصاصی